تبليغاتX
دید متفاوت - سلام به کسی که بودنش پناه و نگاهش پناهگاه است

دید متفاوت

... نشسته ام و هی انتظار می کشم تا بیاید ، کی از راه می رسد ؟ نمی دانم ... دیر نکرده است ؟... نه ! شاید دیر نکرده باشد ولی این قدر هست که من تحملم دارد کاملا ته می کشد ، خیلی وقت است که بی طاقت شده ام ...  نمی شود یکبار دیگر در سیاهی چشمانش گم شد؟

چطور همیشه باید آن لحظه ای را که ما می خواهیم با تاخیر برسد اما آن لحظاتی را که نمی خواهیم باید زودتر از زود برسند ؟ خدایا چرا؟

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 16:35  توسط معصومه اسمعیل نژاد  |