تبليغاتX
دید متفاوت - مصاحبه رادیویی با ندا

دید متفاوت

سلام

امشب ندا مهمون منه و من می خوام با ندا مصاحبه کنم

ندا جان حوصله داری ؟

بله برای چی؟

می خوام باهات مصاحبه کنم

خوبه راجع به چی؟

در مورد وبلاگم .

راستی دوستم ندا همکلاسی دوره لیسانسم بوده والان فرانسه تدریس می کنه. ندا با شناختی که از من داری فکر می کنی وبلاگ من چه جوری باشه ؟

وبلاگ تو ؟ دوست دارم ببینم .

حالا قبل از اینکه ببینی می خوام نظرت رو بدونم

حتما خیلی ساده است

برای چی؟

خب دیگه ! چیه نکنه زدم به هدف؟

یه جورایی خب دیگه چی؟

اون حرف های ... رو که توش ننوشتی؟

ندا می خوام این حرفهاتو بنویسم درست حرف بزن!این یک مصاحبه رادیویی عزیزم!

اصلا اگه وبلاگتو نبینم دیگه هیچ چی نمی گم . آخه کی تا حالا دیده وبلاگ رو نشون نداده مصاحبه کنن.

باشه تسلیم ببین

اسمش چیه؟

ذره شتابان

نگفتم؟ خب دید متفاوت پس زدم به هدف!یه جایی پیدا کردی حرف بزنی آن هم از نوع (هرچه می خواهد دل تنگت)؟!

نظرت رو بگو.

ببین راجع به مطلب های روش تحقیقت من نظر نمی دم چون استادتون خیلی خوب نظر داده

راجع به قالبش؟ موضوع هاش؟رنگش؟

فکر می کردم اینجوری باشه ولی کاش یه کم متفاوت بود

الان چند روزه می خوام تو وبلاگم موسیقی بذارم نمی تونم

چرا؟

نمی دونم باید اون موسیقی رو که می خوام توی اینترنت باشه و من زیاد وارد نیستم.

ناراحت نباش حل میشه

خب ندا خانوم وبلاگ من دیگه چی کم داره ؟

یک دید متفاوت بدون سانسور و یک ذهن شفاف نترس .

کی گفته من سانسور می کنم !

من چون تورو می شناسم می خوای یکی از اون مطالبی رو که سانسور کردی برات بدون سانسور بخونم؟

این چه سانسوری یه که تو می خونی؟

همه هستی من آب روانی است که در آن

هر روز هزاران بار چشمهایم را تطهیر می کند

اینو اینقدر حذفش کردی لابد همه فکر کردن نه قافیه اش درسته و نه فعلش! ئاسه همین هم هیچکس برات نظر ننوشته ولی الان من  درستش میکنم...

خب ممنونم مصاحبه ما تموم شد .بقیه شو دیگه نمی نویسم حالا تو هر چی می خوای بگو...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 23:1  توسط معصومه اسمعیل نژاد  |