مردم ایران بهترین غذاهای دنیا رو می خورن تصور کنین برنجی که درست می کنن بد مزه ترین برنجی بود که من در تمام عمرم مزه کرده بودم . غذاهاشون پر از سیر ، فلفل و کاری یه آینقدری که آدم حالش به هم می خوره .
تازه اونجا به دلیل اینکه دولت به نان سوبسید نمی ده نان بسیار گرانه ... قحطی ماست و گوجه فرنگی هم هست . اما آناناس هایی که ما صبح می خوردیم خیلی خوشمزه بود . یه جور هندوانه زرد داشتند که خیلی خوشمزه بود اما موز های وحشی کوچکی هم بود که اندازه نصف یا یک سوم موزهای عادی بود و اونها هم خیلی خوشمزه بودند . یه روز ما با راهنمایی وینفرید رفتیم جنگل و ابتدای جنگل من می خواستم موز بخرم که وینفرید گفت اینها رو نمیشه همینجوری خورد بعد به موزهایی اشاره کرد که سرخ شده بودند و ما نفری دو تا از اون موز ها خوردیم جالب بود که اون موز ها بعد از سرخ شدن مزه شون مثل موزهای معمولی می شد ...
من پفک دوست دارم ولی وقتی با ذوق و شوق پفک خردیم و باز کردم و یکی خوردم متوجه شدم که مزه پفک اونها شیرینه تصور کنین !
راستی یه جور میوه خیلی خوشمزه هم دارن که پوستش مثل اناره و خودش اندازه گردو است ولی مغزش که خوراکی یه شبیه سیره اما خیلی خوشمزه است .
صبحانه ای که توی هتل می خوردیم مراسمی بود که می خندیدیم و برای من و خانم راستی پیشه جزو بهترین لحظات بود ... چقدر می خندیدیم ...
روز اول ما غذای همه کشور ها رو مزه کردیم و نتیجه گرفتیم که نمی تونیم غذای اونها رو بخوریم ولی ناگفته نماند که غذای ژاپنی ها خوشمزه تر از اونهای دیگه بود ... راستی یه بار هم رفته بودیم رستوران چینی ها من ماکارونی خوردم و برای اولین بار با دو تا چوب غذا خوردم . خب صبحانه در واقع چند تا شیرینی ای بود که می تونستیم بخوریم و کیک و شیر و میوه بود چون اگر سر صبحانه میوه نمی خوردیم بقیه روز دیگه از میوه خبری نبود .