تبليغاتX
دید متفاوت

دید متفاوت

در صورتيکه با تلفن همراه شما تماسي بر قرار شد و در آن شخص يا اشخاصي ادعا  نمودند که از مهندسين شرکت مخابرات هستند و قصد چک کردن خط شما را دارند و از شما تقا ضا نمودند که   هر عددي را شماره گيري کنيد بدون هيچ گونه شماره گيري فورا تماس را قطع کنيد چون شرکتي جعلي از اين طريق به سيم کارت شما دسترسي خواهد يافت و از طريق خط شما و با هزينه شما تماسهاي تلفتي بر قرار خواهد کرد

تمامي کاربران تلفن همراه توجه داشته باشند که در صورتيکه با شما تماسي برقرار شد و در نمايشگر گوشي شما اين پيغام ظاهر شد   از پاسخ دادن به ان خودداري نماييد و تماس را به سرعت قطع کنيد در صورت جواب دادن به تماس گوشي شما ويروسي خواهد شد اين ويروس اطلاعات IMEI و IMSI را از روي گوشي و سيم کارت  شما پاک خواهد کرد که اين امر باعث قطع ارتباط شما با شبکه تلفن خواهد شد و شما مجبور خواهيد شد گوشي ديگري خريداري نماييد

لطفا به منظور متوقف کردن اين کار پيغام را براي ديگر دوستان نيز ارسال نماييد

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 16:46  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

چهارشنبه 27 دی1385 ساعت: 12:39 توسط:عسل
داستان واقعی است !!!!!!!

در اداره ی پست مثل تمامی روزها نامه ها دسته بندی می شدن تا هر کدام به مقصد خود برسند .یکی از این کارمندها که مشغول کار خود بود ونامه ها را اماده می کرد و در جای خود می گذاشت ناگهان به نامه برخورد که روی ان نوشته شده بود نامه ای به خدا. آن را باز کرد در نامه چنین نوشته شده: خدای عزیزم من پیره زنی هستم 84 ساله و با حقوق ناچیز باز نشستگی که فقط 100 دلار است زندگی خود را سپری می کنم.
امروز جوانی پول من را که درکیفی بود از من دزدید من هم دراین شب عید دوستانم را به مهمانی دعوت کرده ام و پولی ندارم تا از انها پذیرایی کنم کسی را هم ندارم تا از او پولی قرض بگیرم حال ای خدا من نمیدانم چه کنم مرا کمک کن
کارمند اداره ی پست که این نامه را خوانده بود همکاران خود را صدا زد و ماجرا را برای انها تعریف کرد . کارکنان هم بعد از شنیدن این داستان جیبهای خود گشتند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتد در اخر96 دلار روی هم جمع شد ان را در پاکتی گذاشتند و به پیره زن فرستادند .
بعد از چند روز دوباره نامه ای به اداره پست امد که روی ان نوشته شده بود:
نامه ای به خدا کارمندان دور هم جمع شدند تا ان را بخوانند نامه را باز کردند
پیره زن چنین نوشته بود : خداوندا از تو متشکرم مهمانهای من امدند و من برای آنها شامی عا لی پختم البته از ان پول 4 دلارش کم بود که من اطمینان دارم ان را کارمندان اداره ی پست برداشته اند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 14:8  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

سلام دوستان

مدتی است یکی به اسم من مطلب می نویسد لطفا در این وبلاگ مطالبی را محبت کنید و بنویسید که بتوانید به اسم خودتان ثبت کنید

در غیر این صورت جای دیگری برای نظراتتان پیدا کنید

ممنون 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 14:40  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 8:4  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 


 
سلام
من معصومه اسمعیل نژاد تهیه کننده رادیو تهران هستم قرار است هر روز 2 ساعت برنامه طنز از شبکه رادیویی تهران پخش کنم از طنز پردازان علاقه مند دعوت به همکاری می شود لطفا با  ایمیل من  اطلاع دهید تا تماس بگیرم لطفا همراه ایمیل نمونه کار کوتاهی  هم بفرستید
ممنون
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 18:58  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

 
 
 
روزنامه‌نگاری - همشهري آنلاين:
پنجمين نشست مركز آموزش روزنامه همشهري به همت دكتر حسن نمك دوست تهراني و همكارانش با موضوع روزنامه‌نگاران و محيط زيست برگزار شد.

محمدعلي اينانلو، روزنامه‌نگار، جمال معيني مديرعامل جبهه سبز ايران، دكتر ناصر كرمي، روزنامه‌نگار، محمد هادي حيدرزاده، مشاور شهردار تهران در امور محيط زيست و  دكتر عبدالله گيويان، مدير مركز مطالعات و تحقيفات روزنامه همشهري  در اين نشست حضور داشتند و به موضوعات زير پرداختند:

• تاريخچه توجه به مسائل زيست‌محيطي در مطبوعات ايران؛
• مخاطبان خبرها و گزارش‌هاي زيست‌محيطي؛
• ضرورت همكاري مديريت شهري و روزنامه‌نگاران در پيشبرد هدف‌هاي زيست‌محيطي؛
• توسعه پايدار، ضرورت‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و روش ‌‌ها در روزنامه نگاری زیست‌محیطی

ادامه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 6:22  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

من جرعه نوش بزم تو بودم هزار سال                  کی ترک آبخورد کند طبع خوگرم

ور باورت نمی کند از بنده این حدیث                    از گفته کمالی دلیلی بیاورم

" گر برکنم دل از تو و بردارم از تومهر                     آن مهر برکه افکنم آن دل کجا برم"

نامم ز کارخانه عشاق محو باد                          گر جز محبت تو بود شغل دیگرم

ای عاشقان روی تو از ذره بیشتر                       من کی به وصل تو رسم کز ذره کمترم

بر گلشنی اگر بگذشتم چو باد صبح                   نی عشق سرو بود و نه شوق صنوبرم

بوی تو می شنیدم و بر یاد روی تو                     دادند ساقیان طرب یک دو ساغرم  

بنما به من که منکر حسن رخ تو کیست             تا دیده اش به گزلک غیرت برآورم

این هم تلخیصی از یک غزل فوق العاده زیبا و طولانی حافظ  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 16:30  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

دوشنبه 25 دی1385 ساعت: 11:30 توسط:معصومه البته اینو من ننوشتم ( به اسم من زدن)
شناخت خانومای محترم

خانم ها مثل راديو هستند:

هر چي مي خواهند مي‌گويند ولي هر چه بگويي نمي‌شنوند.


خانم‌ها مثل شبكه اينترنت هستند:

از هر موضوعي يك فايل اطلاعاتي دارند.


خانم‌ها مثل چسب دوقلو هستند:

اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد، ديگر بايد سيم را بريد.


خانم‌ها مثل موتور گازي هستند:

پر سر و صدا، كم سرعت، كم طاقت


خانم‌ها مثل رعد و برق هستند:

اول برق چشمهاشون مي رسه، بعد رعد صداشون.


خانم‌ها مثل ليمو شيرين هستند:

اول شيرين و بعد تلخ مي شوند.


خانم‌ها مثل موبايل هستند:

هر وقت كاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند.


خانم‌ها مثل گچ هستند:

اگر چند دقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت مي شوند كه هيچ شكلي نمي‌گيرند.


خانم‌ها مثل كنتو ر برق هستند:

هر از چند سالي يكبار سن آنها صفر مي شود.


خانم مثل فلزياب هستند:

هرگاه از نزديكي طلافروشي رد مي‌شوند عكس‌العمل نشان مي‌دهند.


خانم‌ها خيلي زرنگ هستند:

آنقدر جنگيدند تا جايزه صلح را گرفتند

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 18:17  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 23:39  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

 
 استادآقای دکتر عبدالله گیویان مدیر مرکز مطالعات همشهری هستند ایشون همیشه به مناسبت های مختلف کار های نویی انجام می دهند این هم به مناسبت عید غدیر ( عید برشما مبارک)
 
 
 
.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 9:24  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

چهار شنبه      ساعت ۱۱-۹ سردبیری                  آقای دکتر قارونی

                     ساعت ۱۳-۱۱ موسیقی                آقای بکان

                     ساعت ۱۶-۱۴ برنامه سازی            خانم دکتر همراز

پنجشنبه         ساعت ۱۳-۱۱ رادیو زبان ساختار      آقای دکتر ترکی

توجه: کلاس رادیو زبان ساختار مشترک با کلاس نویسندگی است  

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 15:46  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 17:46  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 11:41  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 23:27  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

امشب آرزو ها تو روی بال فرشته ها بذار

و تا رسیدنشون به آسمون دعا کن

وقتی صدای اجابتشان را شنیدی مرا یاد آور ...

وبه یاد داشته باش

گرم یاد آوری یا نه

من از یادت نمی کاهم

استاد بعد از مدتها به وبلاگ من سر زدند

ممنون استاد

نويسنده: گیویان
دوشنبه 11 دي1385 ساعت: 13:19
سلام
عید قربان مبارک و همه عید های دیگر هم!
عید بازگشت به خود است، عودت است به خود خود خود آدمی. پس از این روست که اگر عید بیرونی با عید درونی همراه شود برکت نصییب می شود .
خیر و برکت همیشگی، شرب مدامتان باد
یا حق

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 21:6  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 7:25  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

 
حدود چند ماه قبل CIA  شروع به گزينش فرد مناسبي براي انجام كارهاي تروريستي كرد. اين كار بسيار محرمانه و در عين حال مشكل بود؛ به طوريكه تستهاي بيشماري از افراد گرفته شد و سوابق تمام افراد حتي قبل از آنكه تصميم به شركت كردن در دوره ها بگيرند، چك شد.
پس از برسي موقعيت خانوادگي و آموزش ها و تستهاي لازم، دو مرد و يك زن ازميان تمام شركت كنندگان مناسب اين كار تشخيص داده شدند. در روز تست نهايي تنها يك نفر از ميان آنها براي اين پست انتخاب مي گرديد. در روز مقرر، مامور CIA يكي از شركت كنندگان را به دري بزرگ نزديك كرد و در حاليكه اسلحه اي را به او مي   داد گفت :
"- ما بايد بدانيم كه تو همه دستورات ما را تحت هرگونه شرايطي اطاعت مي كني، وارد اين اتاق شو و همسرت را كه بر روي صندلي نشسته است بكش!"
مرد نگاهي وحشت زده به او كرد و گفت :
" – حتما شوخي مي كنيد، من هرگز نمي توانم به همسرم شليك كنم."
مامور CIA  نگاهي كرد و گفت : " مسلما شما فرد مناسبي براي اين كار نيستيد."
بنا براين آنها مرد دوم را مقابل همان در بردند و در حاليكه اسحه اي را به او مي دادند گفتند:
"- ما بايد بدانيم كه تو همه دستورات ما را تحت هر شرايطي اطاعت مي كني. همسرت درون اتاق نشسته است اين اسلحه را بگير و او بكش "
مرد دوم كمي بهت زده به آنها نگاه كرد  اما اسلحه را گرفت و داخل اتاق شد. براي مدتي همه جا سكوت برقرار شد و پس از 5 دقيقه او با چشماني اشك آلود از اتاق خارج شد و گفت:
" – من سعي كردم به او شليك كنم، اما نتوانستم ماشه را بكشم و به همسرم شليك كنم. حدس مي زنم كه من فرد مناسبي براي اين كار نباشم،"
كارمند CIA پاسخ داد:
"- نه! همسرت را بردار و به خانه برو."
حالا تنها خانم شركت كننده باقي مانده بود. آنها او را به سمت همان در و همان اتاق بردند و همان اسلحه را به او دادند:
" – ما بايد مطمئن باشيم كه تو تمام دستورات ما را تحت هر شرايطي اطاعت مي كني. اين تست نهايي است. داخل اتاق همسرت بر روي صندلي نشسته است . اين اسلحه را بگير و او را بكش."
او اسلحه را گرفت و وارد اتاق شد. حتي قبل از آنگه در اتاق بسته شود آنها صداي شليك 12 گلوله را يكي پس از ديگري شنيدند. بعد از آن سر و صداي وحشتناكي در اتاق راه افتاد، آنها صداي جيغ، كوبيده شدن به در و ديوار و ... را شنيدند. اين سرو صداها براي چند دقيقه اي ادامه داشت. سپس همه جا ساكت شد و در اتاق خيلي آهسته باز شد و خانم مورد نظر را كه كنار در ايستاده بود ديدند. او در حاليكه عرق را از پشاني اش پاك مي كرد گفت:
"- شما بايد مي گفتيد كه گلوله ها مشقی است است. من مجبور شدم مرتيكه را آنقدر با صندلي بزنم تا بميرد
+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت 22:51  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

دوست من تاریکی ها هم به اندازه روشنایی ها در زندگی ما مهم هستند
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 15:53  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

امروز ۱۰صبح که داشتم می رفتم سازمان یه مسیر طولانی رو  پیاده رفتم مدتی که گذشت دیدم یکی داره میاد و داره با خودش حرف می زنه خیلی آشفته بود برای همین  دلم می خواست بدونم که چی شده و چی داره میگه آروم گفتم ببخشید چیزی گفتین عصبانی جواب داد آره دارم به دنیا می گم از امروز سنگ خواهم شد بعد هم بلافاصله رفت و من از شدت ماجرا روی زمین میخ کوب شده بودم از صبح دارم فکر می کنم که چرا او می خواهد سنگ شود ؟

دوست عزیز تو چی فکر می کنی؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 19:7  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

سلام دوستان عزیز

بنا به درخواست همکلاسی های محترم جزوه مخاطب شناسی را تقدیم ایشان می کنم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 19:9  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

 

 

 

1. Chewing gum when chopping onions hold ups producing tears. Try it next time you chop onions.

جويدن آدامس وقتي داري پياز خورد ميکني باعث ميشه...اشکت در نياد...دفعه ديگه  امتحان کن

 


2. Until babies are six months old, they can breathe and swallow at the same time. Plz be careful for my life's sake.

بچه کوچولو ها تا شيش ماهگي در حين نفس کشيدن مي تونن يه چيزي رو هم  ببلعند...جان من مواظب باش


 


3. Offered a new pen to write with, 97% of all people will write their own name.hey guys if you dont know a girl's name ...try this way....

نود و هفت درصد از مردم وقتي يه خودکار بهشون ميدي اولين چيزي که مينويسن  اسمشونه..

قابل توجه اقايون اگه ميخوان اسم يه خانومو بدونن يه خودکار بدن دستش با يه کاغذ

 


4. Male mosquitoes are vegetarians. Only females bite.

پشه هاي نر گياهخوارن..فقط ماده ها نيش ميزنن

 


5. The average person's field of vision encompasses a 200-degree wide angle.

متوسط ميدان ديد يک انسان در بر گيرنده زاويه اي 200 درجه از محيط مي باشد

 


6. To find out if a watermelon is ripe, knock it, and if it sounds hollow then it is ripe.

اگه ميخواين بدونين که يه هندوونه رسيده هست يا نه...يه ضربه کوچولو بزنين بهش ..اگه  صداي پوک بودن داد يعني رسيده
 



7. Canadians can send letters with personalized postage stamps showing their
 own photos on each stamp.

مردم کانادا نامه هاشونو با تمبر هاي شخصي و اختصاصي که عکس خودشون روشه میتونن پست ميکنن
 


8. Babies' eyes do not produce tears until the baby is approximately six to eight
 weeks old.
 
چشم بچه کوچولو ها از بدو تولد تا هفته ششم الي هشتم اشک توليد نميکنه

 


9. It snowed in the
Sahara Desert in February of 1979.

در صحراي بزرگ افريقا در فوريه سال 1979 برف بارید

 

10- Plants watered with warm water grow larger and more quickly than plans watered with cold water.

گياهاني که با آب گرم آبياري ميشوند سريعتر و بيشتر از گياهاني که با آب سرد آبياري  ميشوند رشد ميکنند

 


11. Wearing headphones for just an hour will increase the bacteria in your ear by
 700 times.

استفاده از هدفون به مدت تنها يک ساعت باعث رشد باکتري در گوش شما به ميزان 700  برابر قبل ميشود



 
12. Grapes explode when you put them in the microwave.

اگه انگور رو تو مايکروويو بزارين دونه هاش مي ترکه


 

13. Those stars and colours you see when you rub your eyes are called phosphenes.

  نام ستاره و اشکال و رنگ هايي که وقتي چشمانتون رو ميماليد ..جلوي چشمتون ظاهر ميشن phosphenes هست




14. Our eyes are always the same size from birth, but our nose and ears never stop growing.

اندازه چشمان ما از بدو تولدديگر رشد نميکند ولي بيني و گوش هايمان هميشه در حال  رشد کردن است


 15. Everyone's tongue print is different, like fingerprints.

مدل و اشکال روي زبان هر شخص مانند اثر انگشت با بقيه آدم ها متفاوت است
 



16. Contrary to popular belief, a swallowed chewing gum doesn't stay in the gut.

 It will pass through the system and be excreted.

برعکس باور عمومي مبني بر باقيماندن آدامس بلعيده شده در رود ه ها...آدامس از بدن دفع  ميشود
 


17. At 40 Centigrade a person loses about 14.4 calories per hour by breathing.

در دماي 40 درجه سانتي گراد ..بدن در زمان تنفس ساعتي 14.4 کالري مصرف مي کند

 

18. There is a hotel in Sweden built entirely out of ice; it is rebuilt every year.

هتلي در سوئد وجود دارد که کاملا با يخ ساخته شده و هر سال تجديد بنا ميشود


 

19. Cats, camels and giraffes are the only animals in the world that walk right

 Foot, right foot, left foot, left foot, rather than right foot, left foot.

گربه . شتر و زرافه ها تنها حيواناتي هستند که ريتم راه رفتن آن ها بر پايه دو بار پاي

 راست..سپس دو بار پاي چپ است.به جاي اين که يه بار پاي راست و يک بار پاي چپ  باشند


 

20. Onions help reduce cholesterol if eaten after a fatty meal.

پياز حتي اگر پس از يک غذاي پر چربي خورده شود..باعث کاهش کلسترول خون ميشود
 


21. The sound you hear when you crack your knuckles is actually the sound of
 nitrogen gas bubbles bursting.

صدايي که شما در هنگام (رفع خستگي از انگشتانتون)از بند انگشتاتون ميشنويد..صداي  ترکيدن حباب هاي گاز نيتروژن موجود در بند انگشتاتون است

 


REMEMBER...

The shortest distance between a problem and a solution is the distance between your knees and the floor

The one, who kneels to the Lord, can stand up to anything.

به ياد داشته باش کوتاهترين راه بين يک مسئله و راه حل اون...فاصله بين زانو هات تا زمين  هست(سجده)...کسي که

به خدا توکل کنه.. توان مقابله با هر مشکلي رو ميتونه داشته باشه

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 18:59  توسط معصومه اسمعیل نژاد  | 

من چند ماهی است که با راهنمایی های استاد گیویان مقاله ای در مورد مردم شناسی بصری ترجمه کرده ام که انشاالله  بهمن ماه و بعد از امتحانات با ویرایش تقدیم شما خواهد شد

این مقدمه همان مقاله است 

 تاریخ عکاسی و مردم شناسی همزمان شروع می شود .و تاریخ هایی که همزمان هستند این همزمانی را نشان می دهند. به همین دلیل تاکید می شود که در نیمه دوم قرن نوزدهم در سال 1839 که عکاسی در دنیا رایج شد جامعه مردم شناسی پاریس روزی را می بیند که در سال 1859 عکاسی در سالن های هنر های زیبای پاریس پذیرفته شود و جامعه مردم نگاری و مردم شناسی پاریس بوجود آمدند . اما این داستان عامیانه برای مرتبط کردن عکاسی و مردم شناسی کافی نبود . به نظر می رسد این دو رشته را نقطه نظر های مشترکی  به هم نزدیک می کند. رولان بارت خصوصیات مردم نگاری همه عکس ها را مشخص کرده است:"  چون عکاسی کاملا بی غل و غش و خالص است و نمی تواند غیر از این باشد به همین دلیل عکاسی تمام جزئیاتی را که می تواند متریال دانش مردم شناسی  باشد را جمع آوری می کند.

موقعیت مردم شناس و عکاس شباهت ها را بوجود می آورد. مثلا هر دوی آنها واسطه میان دور  و نزدیک هستند و هردوی  آنها ناظران دقیق دنیا و دیگران هستند و در گزارش شان ازدیگری مانند موضوع یک مطالعه با مسائل مشابهی روبرو می شوند. چگونه خود را ملزم میکنند که فقط  مدارک مستند بدست آورند ؟ چگونه بدون برقراری ارتباط بهتر با دیگری متمایل به بررسی چیزی از دیگران هستند؟ و چگونه تفاوت های فرهنگی را بدون اینکه در ویوریسم غیر بومی  غرق شوند  نشان می دهند؟

ما برای این کار می خواستیم دو حوزه کاری زیر را با هم مقایسه کنیم .

جدا کردن مردم شناسی از عکاسی و برعکس جدا کردن عکاسی از مردم شناسی . ما اثرات رو یارویی  با فرهنگ های دیگر را با یک کار عکاسی تحلیل کردیم .

 برای اینکه مطالعه ما امکان پذیر باشد مجبور شدیم انتخاب اختیاری سوژه را از حوزه های مختلف مشخص شده به خود عکاس واگذار کنیم مثلا: گزارش ساختگی ، رفتار شخصی ، تحقیق از افراد غیر بومی ،

 اتوبیوگرافی و یا بررسی دقیق علمی.

برای اینکه با فضای قرن بیستم هماهنگی داشته باشد ما یک حوزه موضوعی انتخاب کردیم که همین باعث وضوح بیشتر آثار شد.

قبل از همه چیز ما باید در مورد کلمات به توافق می رسیدیم و به همین دلیل مطالعه خود را با مردم شناسان شروع کردیم. بدین صورت ما می توانستیم به سادگی  ارتباط ما بین عکاس و مردم نگار را ببینیم . که به ما اجازه می دهد از عکاسی و همچنین کار مردم نگاران سوال کنیم در واقع به نظر می رسد که حوزه مردم شناسی عکاسی، فقط در مستند بودن تصاویر عکاس نیست.

 در نهایت ما پیشنهاد کردیم که کار با حوزه عینی سوال تمام شود و مطالعه، با گفتگو با عکاسانی که رفتار مردم نگارانه داشتند ادامه پیدا کند. این گفتگو ها با یک پرسشنامه مشابهی و با در نظر گرفتن آزادی عمل و اراده عکاس دوباره انجام شد. به دلیل تنوع شخصیت حرفه ای عکاسانی که ما با آنها ملاقات کردیم ، گفتگوها نگاههای متفاوتی از رویارویی عکاس و مردم شناس را بیرون کشید و نشان داد که سوال ها در این زمینه بسیار است.

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 8:50  توسط معصومه اسمعیل نژاد  |