با تشکر
من این مطلب زیبا را در وبلاگ فریبا دیدم خوشم آمد با اجازش بر داشتم
ما درس محبت و مهرورزی دادند .
ما چو طفلیم و جهان مکتب و عشق تو ادیب
هجر و وصل تو بود شنبه و آدینه ما
و اما کامنت استاد هم تقدیم همه شما می گردد:
سلام به همه بروبچ کلاس خفن روش تحقیق!
دستتان بابت گل درد نکنه. گلستان اصلی و اصیل و بی زوال همان چیزی است که کلاس شما داشت و کلاس های دیگر فاقد آن هستند. محبت و مهر، بانوی خوب آب های صفاست که تشنگی جان مشتاق را سیراب می کند.
امیدوارم اتفاق و همدلی و همراهی شما در طواف مهربانوی حقیقت جاودانه باشد که این ایزدبانوی معچزه گر اکسیری دارد، مهرگیاهی، که فطرت بیداری انسان را به خود می خواند.
شهد دوستی و همدلی نوشتان باد!
امروز می خوام در مورد ایمان بنویسم
ایمان اعتقاد به اون چیزهایی که در منطق ما بگنجند نیست بلکه ایمان یعنی باور کردن اون چیزهایی که ورای باور منطق باشند
اینجا مطلب جالبی در مورد وبلاگ ایرانی هست اگر دوست دارین بخونین
ادامه مطلب
چه نشسته اید که اتفاقاتی در کلاسهای مجاور افتاده است!
کفش های مکاشفه روزهای بدی را گذرانده و ما دوست آن باشد که گیرد دست دوست را رعایت نکرده ایم خب حالا جبران میکنم و تمام ماجرا را منعکس می کنم به این امید که استاد ببینند و امتحان ما آسانتر باشد و استاد رسیدگی به کار های خیر شان را به بعد از امتحانات موکول کنند
ادامه مطلب
حالتون خوبه ؟ با امتحانا چکار می کنین؟ ما امروز امتحان نگارش و ویرایش داشتیم.سوال امتحان این بود: موسیقی٬ این هنر والا، در ایران ما چه موقعیتی دارد و به کدام سمت می رود؟ من اینو نوشتم:
در کشور ما که مهد شعر و شاعری و عشق و عرفان است و از قدیم الایام موسیقی با زندگی مردم عجین است ، موسیقی ، لذت بردن از موسیقی و استفاده کردن از موسیقی در آیین ها و موقعیت های مختلف از عادت های قدیم ایرانیان است و من وقتی تاریخ ایران و تاریخ موسیقی ایران را می خوانم و میفهمم که حاصل یک عمر تلاش بزرگان علمی ما را دیگران سالها در دانشگاههایشان تدریس کرده اند و ما بی نصیب مانده ایم ! حسرت میبرم و از این ظلم بزرگ می رنجم . چرا ازآن الحان بی شمار موسیقی زیبای ما اثری نیست ؟ آن جایگاه رفیع موسیقی ایران کجاست؟ در چند دهه قبل شاهکار های موسیقی ایران در برنامه های مختلف رادیو تولید شده اند که در طول تاریخ از شاهکار های موسیقی ایران خواهند بود .
می گویند هنر مند آن زمان برای دل خودش در طول عمر ش هر زمان دلش با او یار می شد احوال دلش را می نوشت و می زد و هر آنچه از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند و هر اثر هنری جوهر وجود هر کس بود جوهری که از عشق بود و از عشق می گفت . آنجا و آن زمان کسی برای دلش سفارش نمی گرفت و با هنرش امرا معاش نمی کرد برای همین امضای هر هنر مندی در جزءجزء کارش موج می زد و عاشقانه او را و عشقش را فریاد می کرد و تکثیر می کرد . چه کسی می تواند تصنیف ای ایران ای مرز پر گهر را بشنود و درد مرحوم گل گلاب را نشنود و نفهمد؟!می گویند شاعر برای دل خودش شعر می گفت و آهنگساز آهنگ دلش را تنظیم می کرد و خواننده هم با فروتنی بسیار در مقابل شاهکاری که خلق شده بود سر تعظیم فرود می آورد و او هم می پذیرفت و با اثر زندگی می کرد و آن را زنده می کرد.
اما اکنون به نگاهی عاشق می شوند و به آنی شعر می گویند و بعد هم به روزی کاری آماده می شود و بیش از چند صباحی دوام نمی آورد . شاید این همه جور و جفا بر ما و بر احساس ما و بر کسانی که خود را هنر مندان ما می نامند از این روست که تعریف هنر و هنرمند عوض شده است دیگر هنر مند آن عاشق و عارفی که معرفت داشت نیست بلکه در این روزگار و با تعاریف معمول هنر مند واقعی کسی است که بیشتر و بهتر از همه بتواند گلیمش را از آب بیرون بکشد و زندگی ای در خور هنرمندان معاصر بسازد . خب شاید این هم از ویژگی های دوران صنعتی ماست!
کفش های مکاشفه برای من کامنتی گذاشته بود و من این کامنت را در صفحه وبلاگم گذاشتم. استاد لطف کردند و جوابی برای مطلب آقای احمدی نوشتند. برای آنکه امر استاد را بطور کامل رعایت کرده باشم عین مطلب هردو را روی صفحه وبلگم میاورم. خوشحال میشوم اگر شما هم نظرخود را بنویسید.
سرکار خانم اسماعیل نژاد
امیدوارم خوب بوده از پس امتحانات بسلامت و دلخوشی بر آمده باشید. من بسیار تلاش کردم که پیغام زیر را برای حضرت شاه احمدی اول بگذارم. اما نشد که دست ما کوتاه بود و خرما بر نخیل. و این چنین ناگزیر شدم که از شما خواهش کنم که این پیغام را به هر نحوی که صلاح دیدید به جناب احمدی عزیز برسانید.
از لطف شما سپاسگزارم.
گیویان
سلام
یک ضرب المثل معروف می گوید : (البته بعضی ها می گویند این ضرب المثل یک روایت چینی هم دارد):
کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی
بیت : گر عشق نبودی و غم عشق نبودی چندین سخن نغز که گفتی که شنودی؟
...اما بعد: حضرت شاه احمدی علیه السلام
ارادت مرا نسبت به خود می دانی و نیز می دانی که بسیار دوستت دارم. امیدوارم که از نمد آیین و ارتباط جمعی کلاهی برای شرکت های تبلیغاتی و ابزارهای کسب نان این عزیزان فراهم شود! این جانب در طول عمر خود همواره به این صفت متصف بوده ام که حرفهایی که میزنم چندان به کار جیقفه دنیایی نمی آید و از آن هیچ نانی پخته نمی شود. حتی عده ای مرا متهم کرده اند که در عالم ذر و در هنگام تقسیم فکراقتصادی , جز کوپن باطله ای که البته آن هم پاره بود در کف تقدیر نداشتم .
ای عزیز دل نشانه هایی از طنزی نبوغ آمیز در پیشنهادت دیده می شود چرا که از کلام این جانب راه نان در آوردن , در آورده ابزار کره گیری از آب اختراع فرموده اید. بدان و آگاه باش که من همواره بدیده حیرت در تو خواهم نگریست ! چرا که آن قدر توانایی , که از آتش خآکسـتر و لابد از خاکستر آتش پدید آوری!
اى ساحر بزرگ روزگار
بر آن گمانم که حضرت خواجه هم از دست تو راضی نباشند و دور نیست روزی که با تیپای مقدس حضرت ایشان به خیابان پنجم نیویورک پرتاب شوی.
نتیجه اخلاقی:
باران که در لطافت طبعش خلاف نبست در باغ لاله روید و در شوره زار خار
بعد التحریر :
و من دست به دعایم که در باغ روح لطیف تو هرگز سموم تحریف خوبی ها راه نیابد .
قر بان قد و بالایت که چندان هم بلند نیست اما دلنشین و رعناست.
گیویان
و اما جوابیه کفش های مکاشفه
نویسنده محترم وبلاگ دید متفاوت - سلام علیکم
احتراما در پاسخ به مطلب مندرج در وبلاگتان در تاریخ ۱۹/۴/۸۴ ضمن تشکر و قدردانی از شما به جهت پوشش مناسب و به موقع این رویداد، خواهشمند است برابر ماده فلان قانون مطبوعات! ،در اولین فرصت، نسبت به انتشار سلام و تشکر و ارادت ما به حضرت استاد ،در همان صفحه با همان فونت و در همان اندازه اقدام فرمایید.
و اخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین.
باتشکر و احترام
احمدی
دیروز در خانه هنر مندان با ریاست استاد نشستی با موضوع جام جهانی اما بعد تشکیل شد . سخنرانان آقای دکتر دادگران ، آقای دکتر رحمتی ، آقای دکتر قاسمی ، خانم سبزه کار، آقای دکتر فاضلی ، استاد بزرگوار ما آقای دکتر گیویان و آقای دکتر میر عابدینی بودند.
این نشست از ابعادی خیلی جالب بود که مهمترین آنها بدین شرح است
۱- تا بحال کسی در مورد فوتبال و تبعات آن علمی صحبت نکرده بود و اگر این نشست ها ادامه پیدا کند گام بسیار مهمی در جهت اطلاع رسانی و فعالیت رسانه ها انجام خواهد شد.
۲- در این مجلس اساتید جامعه شناسی با فعالان ورزشی در یک جا جمع بودند و به صحبت های آنها گوش می دادند و راه حل ارائه می دادند که تا بحال سابقه نداشت.
اما این نشست حاشیه های جالبی هم داشت
من خیلی دوست داشتم مژگان گوزل زاده را ببینم و مژگان آنجا بود از دیدنش فوق العاده خوش حال شدم کفش های مکاشفه ، بنانج و سروی هم آنجا بودند
سلام بر کفش های مکاشفه
من یک پیشنهاد عالی برای وبلاگم در یافت کرده ام ببینید:
دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدارا با که این بازی توان کرد
دوران کودکی ام را می گویم/ دنیای کودکی تان را می گویم/ دوران کودکی را می گویم. دنیای معصومانه ای که کوچه ها بزرگتر بودند/ دیوارهایی که بلند تر بودند/ سیب های گلاب ترد تر بودند/ لیمو ها ترش تر و سلام ها گرمتر بودند .... یادش بخیر. من خیلی وقت ها دنبال کودکی هایم در کوچه پس کوچه های ذهنم می دوم.
هریک از ما در خود کودکی دارد و هریک از ما خاطراتی از دوران کودکی دارد.
خدا کند کودکی مان را فراموش نکنیم.
اجازه بدين از راديوي خودمون مثال بزنم. شما ممكنه فكر كنيد داشتن رابطه مناسب با مخاطبان خوبه و باعث ميشه برنامه بهتر بشه. اما اين كافي نيست. از نظر مطلعان علم اقتصاد كه هيچ، از نظر متخصصان روابط عمومي جديد هم بايد براي اين رابطه توجيه و متر و معيار اقتصادي داشته باشيم. يعني بايد بتونيم براي مقدار معینی از روابط با مخاطب میزان معینی سرمایه گذاری کنیم تا به مقدار معینی از سود برسیم. آیا برای ما ممکن است اینطور برنامه ریزی کنیم؟
اگه دوست داشته باشید بیشتر راجع به این موضوع بدانید می تونید به این جا مراجعه کنید : http://groups.yahoo.com/group/iran_communications/message/340
دوستان ، همکلاسی ها و هم دانشکده ای های محترم
این هفته استاد بزرگوار و عزیزمان آقای دکتر گیویان افتخار داده اند تا بنده در برنامه توان مثبت در خدمت ایشان باشم . حالا که این افتخار بزرگ نصیب من شده است از شما دعوت می کنم تا هر سوالی از استادمان دارید مطرح کنید من حتما در برنامه از ایشان می پرسم
برنامه توان مثبت هر هفته از یکی از اساتید بزرگوار کشور دعوت می کند تا در مورد سوابق علمی و تحصیلی آنها گفتگو کنیم در عین حال کنفرانس های علمی و تخصصی هم در برنامه مطرح می شود
حال در برنامه توان مثبت ۱۶/۴/۸۵ آقای دکتر گیویان هم در مورد خودشان و سوابق علمی شان و هم در مورد نشست علمی جام جهانی اما بعد... صحبت خواهند کرد
برای یادآوری عرض می کنم که برنامه توان مثبت هر هفته جمعه ها از ساعت ۳۰/۱۵ الی ۰۰/۱۸ از شبکه رادیویی تهران روی موج اف ام ۹۵ و ای ام ۱۳۳۲ پخش می شود
بنده تهیه کننده توان مثبت و صدرالدین شجره گوینده آن است
حالتون خوبه؟
ممنون که منو شرمنده نمی کنید
یکی از دوستان دیگه هم سوالی داشتند اگر لطف کنید و جواب دهید ممنون می شوم من سوال را کپی پیست میکنم
راستی سرکار خانم معلم ثانی میشه لطف فرموده و تقاضای مارا به استاد برسانید بلکه مورد لطف قرار بگیریم و لینک مورد بی مهری قرارگرفته مان مورد بازدید قرار بگیرد؟ قبلا از زحمات ایجادشده عذر میخواهم..
پیشاپیش از لطف شما ممنونم
سلام
یه چیزی بگم شوکه بشین؟ نه الان زوده!
میدونین مهمان این هفته توان مثبت کیه؟
حدس بزنین جایزه بگیرین!
تا فردا بیشتر هم مهلت ندارین!
اگر می خواهید در مورد تفاوت این دو مطالب بیشتری بدو نین ادامه این مطلب رو بخونین
ادامه مطلب
| نويسنده: گیویان | شنبه 10 تير1385 ساعت: 15:8 |
| سرکار خانم معلم ثانی! درود بر شما که ملجا دوستان شده اید و کمک رسان به این حقیر. از این که زحمت می کشید و به دوستان این پیغام را می رسانید متشکرم: مژده رحمت برساند سروش! دوستان! من هرگز از شما نخواسته ام و نخواهم خواست که چیزی را طوطی وار حفظ کنید (آن که می فرماید: "در پس آینه طوطی صفتم داشته اند/ آن چه استاد ازل گفت بگو، می گویم" در شان دیگری نازل شده است! ما در این عالم خاکی و در علوم بشری حکمتی و رازی نداریم که به حفظ کردن طوطی وار بیارزد!) آن چه مطلوب است این است که: شما روح مطالب را یاد بگیرید و درک کنید. مثلا این که مکانیک گرایان چه تصوری از عالم داشتند و این تصور چه تاثیری در نگاه و روش های علوم انسانی و اجتماعی گذاشته مهم نیست؟ قطعا با من موافقید که این موضوع مهم است چون به نوعی تکلیف موضوع مطالعات ما (یعنی انسان و دنیای او) را مشخص می کند. خب حالا که این طور است پس بنده عرض می کنم که دانستن این موضوع مهم است چون باعث می شود که ما بدانیم نوع نگاه خاص هر یک از مکاتب باعث می شود انسان معنای خاصی پیدا کند و برای مطالعه او روش خاصی مشروعیت بیابد. امیدوارم توضیحاتم به اندازه کافی گویا باشد و بقول رها :دوست آن باشد که گیرد دست دوست موقعی که با امتحانی روبروست و دوستی ما بر بعضی ها ثابت شده باشد!! اما بعد، امیدوارم چند نکته را تمرین کنید: 1) به خودتان اعتماد داشته باشید 2) به این که امتحان مساوی است با دانشجو آزاری (تا حدی که به من مربوط می شود) باور نداشته باشید. در این مورد من تابع حضرت خواجه هستم که می فرماید: "مباش در پی آزار و هرچه خواهی کن!" 3) سعی کنید به جای حفظ کردن، یاد بگیرید و برای نمره، دست کم در این مورد، اولویت قائل نشوید. اگر این امتحان ها را این قدر سخت بگیرید با آن امتحان بزرگه چه خواهید کرد! | |
حال شما خوبه؟
می دونم شما وبلاگ های ما رو می بینین الان آقای یزدانی در مورد درس شما از من سوال پرسیدن میشه بفرمائید از بخش اول هم سوال میاد یا نه؟ تا آقای یزدانی خیالشون راحت بشه. پیشاپیش ممنونم
سلام همکلاسی های عزیز
درس ها در چه حاله ؟
از فلسفه چه خبر؟
قرار بود برای همدیگر کامنت بذاریم؟!!!!!
چی شد؟
در درون من شخصیتی می زیست که کم و بیش می دانست چگونه درست نگاه کند ، اما شخصیتی که به تناوب پیدا و نا پیدا می شد و تنها هنگامی رخ می نمود که عنصری کلی و مشترک میان بسیاری عناصر دیگر پدیدار و باعث تغذیه و شادمانیش می گشت .
در آن صورت این شخصیت می نگریست و گوش می داد اما همیشه در عمق نسبی باقی می ماند [...]، به آنچه دیگران می گفتند توجهی نمی کردم زیرا حرف هایشان برایم جالب توجه نبود بلکه نحوه بیانشان نظرم را جلب می کرد، زیرا معرف روحیه و مضحک بودنشان بود. یا بهتر بگویم موضوع همیشگی تحقیقاتم که لذت خاصی به من می بخشید همین نکته بوده است ، نکته مشترک میان شخصی با شخص دیگر.
متن از کتاب در جستجوی زمان از رفته مارسل پروست جلد 4 انتخاب شده است
این هفته مهمان توان مثبت آقای دکتر توفیق رئیس موسسه استاندارد است
ایشون دکترای تخصصی خودشون رو از دانشگاه اوکلند - میشیگان در رشته مهندسی سیستم ها گرفته اند. و رشته فوق لیسانس ایشون مهندسی صنایع است
در حال حاضر استاد یار و عضو هیئت علمی دانشگاه امیر کبیر هم هستند
ایشون متولد ۱۳۳۲ هستند و ۳ تا فرزند دارند
شما از رئیس موسسه استاندارد چه سوالی دارید؟
برام بنویسید تا من روز جمعه ۹/۴/۸۵ ساعت ۳۰/۱۵الی۰۰/۱۸ که توان مثبت پخش میشه ازشون بپرسم
راستی یادم رفت بگم طول موج رادیو تهران اف ام ۹۵ و ای ام ۱۳۳۲ است
امروز داشتم اتاقمو مرتب می کردم این کتابمو دیدم خواستم راجع به اون با شما صحبت کنم
اسم کتاب اینه: دیدار قطعه گمشده با دایره کامل نویسنده اش شل سیلور اشتاینه
از انتشارات : نشر گل آفتاب
اگه دوست داشتین در مورد این کتاب با هم مکاتبه کنیم شما برای من کامنت بذارین من هم جواب می دم
تکیه گاه چیست ؟
تکیه گاه تو در زندگیت چیه ؟
تکیه گاهی که اگه بریزه تو بهم می ریزی؟!
تکیه گاه فکر تو چیه ؟
می خوام ببینم وقتی قات می زنی تکیه گاه فکرت چیه ؟
لطفا به دعوای عقل و عشق فکر کنین !
هیچ چیز سخت تر از ابهام نیست ، شناخت حتی به صورت موقت ، آرامبخش است و اندیشیدن با ذات و سرشت انسانی در انطباق است
سلام
می گویند از یک پرده نقاشی وان گوگ ، یکی از همسایه هایش برای بستن سوراخ یک مرغدانی
استفاده می کرده است.
کتاب جامعه شناسی هنر ناتالی هینیک صفحه 127
تعریف هنر بر اساس نظریه کروچه و کالینگوود( نظریه فرا نمایی هنر)
هنر وسیله بیان احساس و عاطفه است هنگامی که هنر مند دستخوش احساسات می شود و غلیان عواطف و هیجانات درونی بر ذهن و روحش چیره می شود ، تلاش می کند که باطن خویش را بکاود و تصویری روشن از احساسات خویش داشته باشد و آنها را در قالب کلام ، رنگ، صوت یا هر وسیله هنری دیگر به نحوی گویا و شفاف ابراز کند
به بیان دیگر آفرینش هنر نوعی مکاشفه درونی و حدیث نفس است که به صورت یک اثر هنری تجسم و عینیت می یابد.
کالینگوود می گوید : آفرینش هنر راستین عبارت از احساس یک عاطفه و ابراز آن است به گونه ای که در مخاطب ، همان تجربه زیباشناسانه را ایجاد کندکه بر هنر مند گذشته است .
تولستوی در کتاب هنر چیست می گوید: هنر سرایت دادن و اشاعه احساسات و عواطف است
و هنر مند از طریق هنر خود مخاطبان خویش را به احساس هایی مبتلا می کند که خود تجربه کرده است
سلام دوستان عزیز
می خوام خواهش کنم لطف بفرمائید در نظر سنجی وبلاگ من شرکت کنید
پایین لینک های شما آیکون مربوط هست
ممنونم