محمدحسين انتظاري امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در اصفهان اظهار داشت: اضافه كردن بيش از حد نيترات به سوسيس و كالباسهاي ارزان قيمت ارزش غذايي اين مواد را در حد پاييني تنزيل داده است.
وي بيان داشت: علائم بيماري مصرفكنندگان سوسيس و كالباسهاي ارزان قيمت كه كمتر مواد گوشتي در آن استفاده شده و به همين علت از نيترات زيادي در آن استفاده ميكنند، پس از مصرف طولاني و چند ماه بعد مشخص ميشود.
مدير گروه تغذيه دانشگاه علوم پزشكي استان اصفهان خاطرنشان كرد: در صورتي كه مواد گوشتي در سوسيس و كالباس زياد بود و اين مواد غذايي طبق استاندارد تهيه شده باشد از كيفيت غذايي بالايي برخوردار است و مصرف آن هيچ مانعي ندارد.
وي با اشاره به اينكه مصرف خام سوسيس و كالباس بر خلاف اعتقاد عموم جامعه مضر نيست، ادامه داد: برخي از خانوادهها سوسيس و كالباس را بعد از سرخ كردن مصرف ميكنند كه فرايند سرخ كردن از نظر تغذيه پروسه خوبي نيست.
انتظاري اظهار داشت: مصرف سوسيس و كالباس در صورتي كه مرغوب باشد در ماه يك تا دو بار توصيه ميشود كه به علت اينكه نياز سلولي بدن را تامين نميكند مصرف آن سيري كاذب ميدهد.
وي ميزان كربوهيدارتها در سوسيس و كالباس را كم دانست و ادامه داد: اندازه پروتئين در سوسيس و كالباس در حد معمولي و از چربي اشباع شده تشكيل شده است و اين در حاليست كه به طور معمول بايد بين 25 تا 30 درصد چربي، 15 درصد پروتئين و 55 درصد كربوهيدارتها در مواد غذايي وجود داشته باشد
انتظاري با اعلام اينكه در بسياري از مواقع به جاي گوشت از سويا استفاده ميكنند كه ارزش گوشت را ندارد، ادامه داد: سوسيس و كالباس يك بار پخته شده و اگر تاريخ مصرف اين گوشتها رعايت شود مصرف خام آن اشكالي ندارد.
وي با اشاره به اينكه سوسيس و كالباس ارزان قيمت ارزش غذايي ندارد و بايد براي مصرف آن بيشتر از سوسيس و كالباس گرانقيمت استفاده كنيم، بيان داشت: مصرف سوسيس و كالباس باعث بيماري چاقي، افزايش فشار خون و چربي خون ميشود
من از کسانی هستم که پاییز و زمستان رو بیشتر از هر فصل دیگر سال دوست دارم چند شبه که فصول محبوب من شروع شده اند و نشانه اون هم این باران های زیبا هستند
همیشه اولین باران ها در تهران موقعی که به زمین می رسه مایع سیاه و کثیفی می شه و آلودگی های شهر رو می شوره اما هر چی که باشه فصل گرم تابستان تهران تموم شد...
دیروز سوار تاکسی که شدم راننده جواب سلام مرا به ترکی داد و من با تعجب از او پرسیدم شما از کجا می دانستید که من ترکم! جواب داد من با همه ترکی حرف می زنم تا شاید یکی ترکی حرف بزند دلم پوسید از بی همزبانی... مسافران دیگر در مقابل این اعتراف تکان دهنده پیرمرد راننده تاکسی گفتند ما هم ترکیم ولی بلد نیستیم حرف بزنیم! به نظر شما تفاوت یک ترک با کرد و بلوچ و دیگر اقوام ایرانی در چیست؟ اگر ما نتوانیم به زبان مادری خود صحبت کنیم چگونه می توانیم ادعای ترک بودن بکنیم؟! ما هزاران هزار تومان پول خرج می کنیم که زبان های کشورهای دیگر را بیاموزیم آیا زبان مادری ما شایستگی آموختن و آموخته شدن ندارد؟! پیرمرد می گفت زبان را پدربزرگ ها و مادربزرگ ها به نوه ها می آموزند وقتی آنها را از زندگیمان حذف می کنیم بچه های ما زبان و هویت شان را نیز فراموش می کنند. در مورد زبان فارسی هم این اتفاق می افتد زبانی که آمیخته و ملغمه ای از زبان های دیگر است، شاید با زبان پدربزرگ ها و مادربزرگهای فارس تفاوت بسیاری دارد.
فاصله ای میان تولد و مرگ برای اینکه بعدا حیات ابدی خودت رو انتخاب کنی؟
یه مسافر خونه که یکی یکی مسافرهاشو بدرقه می کنه؟
جایی که خیلی ها به هر دلیلی یادشون میره چند روزی بیشتر مسافرش نیستن؟
یه جای ابدی با رویاهای ابدی برای اونایی که حرص دنیا رو دارن؟
جایی واسه بدبختی بعضی ها ؟
عرصه ای برای غرور بعضی های دیگه؟
این دنیا چیه؟
زندگی و فلسفه اون چیه؟ وقتی حضرت علی میگه توی این دنیا باید در خوف و رجای دانستن اینکه ممکنه فردا بمیری و ممکنه هزار سال دیگه زنده باشی باید زندگی کنی! دنیا کجاست؟ زندگی چیه؟
نوروز مهمترین آئین همه ایرانیان در سراسر جهان، فارغ از مذهب، زبان، ملیت، طبقه و جایگاه اجتماعی و تعلقات سیاسی است. در این گفتار، دکتر عبداله گیویان از منظر ارتباطات به این آئین کهن ایرانی که مرزهای کشورمان را درنوردیده و به یک میراث فرهنگی برای جهانیان تبدیل شده است، مینگرد.
امروز صبح به محض اینکه این خبر رو شنیدم به تو زنگ زدم چرا جواب ندادی؟ امیدوار بودم گوشی رو برداری و بگی که نه دروغه؛ دارم خوب میشم مثل همونی که شب عید گفتی... شنیده بودم از بس زخمات زیاده و اینقدر درد میکنه که شبها نمیتونی بخوابی... حالا بهتری؟! بمیرم دختر! بمیرم دوست! تو چقدر درد کشیدی! امشب راحت بخواب باشه؟ تلافی همه این مدتی که از درد خوابت نمیبرد! باشه؟ همه یه روز میمیرن! مرگ حقه من از درد کشیدن تو ناراحتم و از صبوری ات... شنیدم این اواخر گریه هم نمیتونستی بکنی؟ فریبای عزیز خداحافظ
| شنبه 29 فروردین1388 ساعت: 18:11 | توسط:گيويان | ||||
| سلام فريبا ... هيچ وقت نمي تونم اتاق شماره 206 دانشكده صدا و سيما رو فراموش كنم، فكر مي كنم حتي اگر همه تلاشم رو هم براي اين كار بكنم نتونم اون اتاق و آدمهايي رو كه تو اون كلاس ديدم فراموش كنم فريبا آذرنيا يكي از اون آدمها ست... غروري با شكوه و صفايي مثال زدني داشت تو كارهاش تلاشي نه فوق العاده اما بي تعارف و فروتنانه و بدون ذره اي تظاهر ديده مي شد دردمندي بود كه هرگز نمي خواست بابت ضعفها و دردهاش از ديگران باج بگيره يا اخاذي كنه روحيه اي بالا كه در دلي اميدوار خودشو نشون مي داد و همراه شده بود با پذيرشي واقع بينانه فريبا رفته يا ما مونديم؟ جاش خاليه و من مي دونم كه حالا حالاها هروقت كه تو حياط دانشكده چرخ مي خورم يادش خواهم افتاد براش دعا مي كنم و به خانوادش و همه دوستاش و مخصوصا تو و خواننده هاي وبلاگت تسليت مي گم | |||||
